السيد محمد حسين الطهراني

39

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

معارضه و مبارزهء با أئمّه عليهم السّلام بوده باشد . زيرا طبّ و فلسفه و هندسه و امثالها از علومى است كه نه تنها مخالفتى با مكتب أهل البيت نداشت ، بلكه موافق هم بود . برهان و منطق ، گفتار راستين پيشوايان دين را بهتر واضح مىكند . آنها مدّعاى خطائى نداشتند ، تا از منطق و قياس در هراس باشند . حقّ بزرگ فلاسفه اسلام در پاسدارى از توحيد و قرآن جمعى از شاگردان حضرت صادق عليه السّلام همچون محمّد بن نُعمان معروف به أحْوَل و مؤمن الطّاق ، و هِشام بن حَكَم اهل برهان و جدل بوده‌اند ؛ بالأخصّ از شرح حالات هشام بن حكم بدست ميآيد كه وى فلسفه ديده و خوانده است . آنان با منطق و برهان قوىّ خود ، در اشاعه و اثبات مكتب ولايت پافشارىها نمودند . جمع كردن صدر المتألّهين بين عقل و شرع و شهود حكمت مَشّاء و كتب ارسطو پيوسته در مدارس و مساجد بحث و تدريس ميشد ؛ تا معلّم ثانى : فارابى ، و شيخ الرّئيس أبو على سينا كتب مستقلّى در فلسفه نوشتند ، و جِيلًا بعد جيلٍ و عصراً بعد عصر دانشمندانى نظير ابن فَهد و ابن مِسكَوَيه و ابن رُشد و خواجه نصير الدّين طوسى « 1 » و ميرفندرسك

--> ( 1 ) مراتب علمى و عملى حكيم خواجه نصير الدّين طوسى در اينجا لازم است مدح و تمجيدى را كه آية الهى در ادبيّت و عربيّت و فقه و اصول و حكمت ، نادرهء زمان آية الله : حاج ميرزا أبو الفضل طهرانى فرزند آية الله ميرزا أبو القاسم كلانتر ( صاحب تقريرات مباحث الفاظ شيخ انصارى ) و پدر آية الله حاج ميرزا محمّد ثقفى صاحب تفسير فارسى « روان جاويد » ، أعلى اللهُ مقامَهم در كتاب نفيس و پر مايهء خود : « شفآء الصّدور فى شرح زيارة عاشور » در ذيل فقرهء : وَ الْعَنْ يَزيدَ بْنَ مُعاويَةَ در ص 304 و 305 بالمناسبه دربارهء خواجه نصير الدّين طوسى ذكر كرده است بياوريم تا حال خواجه كه يكى از فلاسفهء اسلام است روشن گردد . او ميگويد : استاد البشر خواجه نصير رضى الله عنه ، مؤالف و مخالف طوعاً و كرهاً او را به استادى مسلّم دارند . گاهى أفضل المحقّقين لقبش ميدهند و وقتى عقل حادى عشرش